خرید بک لینک

این زمستان چرا تمامی ندارد

چرا اینقدر تلخ است

یاد زمستان (جای خالی سلوچ) می افتم

حتما باید جان بگیری تا بروی (رجوع ، جای خالی سلوچ)

اسفند جان

من یک سال چشم به راهت بودم

من تو را بییشتر از بهار می پسندیدم

تو را به شور و شوقت می شناختم

اسفند جان ، شما پادرمیانی کن . مادر بهار را خبر کن و بگو اینجا جماعتی چشم به راه تو اند

تو بیا تا این سال سیاه تمام شود

برچسب: نویسنده: پرنیا قربانی تاريخ: چهارشنبه 27 فروردين 1399 ساعت: 12:46

انگار اخوان همین امروز اینها را سروده باشد ، داغهای ایران به تکرار است موجها خوابیدهاند، آرام و رامطبل توفان از نوا افتاده استچشمههای شعلهور خشکیدهاندآبها از آسیا افتاده استدر مزار آباد شهر بی

برچسب: نویسنده: پرنیا قربانی تاريخ: چهارشنبه 27 فروردين 1399 ساعت: 12:46

<strong>گتسبی</strong> بزرگ

تجربه نشان داده فیلمهایی که بر پایه رمان هستند، هیچ کدامشان به پای رمان اصلی شان زیبا نیستند

من هنوز رمان (گتسبی بزرگ ) را نخوانده ام ولی امشب محو این فیلم شدم

مردی که حتی روحش ، دل به نور سبزی بسته بود که خانه معشوقه را نشان می داد

فیلم گتسبی تقابل عشق و شهوت و ثروت و مالکیت است

این روزهای کرونایی اگر تمام شود ، بی شک رمانش را خواهم خواند

برچسب: نویسنده: پرنیا قربانی تاريخ: چهارشنبه 27 فروردين 1399 ساعت: 12:46

صفحه بندی